آرشیـو تـڪـستـ ـهآ قـآلبـــ ـهآ بـَـڪس ڪــآمنـت
حرف هایی دارم

سر به سرم نگذار
دلِ شوخے هایت را ندارم روزگار!
با توام ...
سازت هم که کوکِ کوک باشد قدمهایم به رقص نمیروند
محضِ رضاےِ هرکه ! نوازشم کن!
بگذار باور کنم از دستِ تو غیر از بغض چیدن درگلو
و از دستِ من جز پنهان کردنِ اشکهایم پشتِخروارها لبخند
کارے دیگر هم بر مے آید
بیا دستِ دوستے به هم بدهیم
حال نه براےِ همیشه
براےِ چند ساعت بیا و گوش هایت را تیز کن
حرفهایے دارم
حرفهایے از جنسِ ناسازگارے هایت ...



+ <-BlogAuthor->

💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران